تيتر و انواع آن
هدف از نوشتن تيتر
· تيتر اين امكان را براي خواننده به وجود ميآورد تا نگاهي اجمالي و سريع به محتواي يك روزنامه داشته باشد و فوراً خلاصهاي از اخبار برجسته آن را به دست بياورد.
· تيتر باعث ميشود تا خواننده بتواند مطالب خبري را كه ميخواهد بخواند، انتخاب كند.
· تفاوت اندازه حروف و سبك تيترها به درجه بندي و سازمان دادن اخبار كمك ميكند.
· مطالبي كه داراي تيترهاي چند ستوني با حروف بزرگ هستند، به خواننده نشان ميدهند كه مطالب مهمي هستند، حداقل از ديدگاه روزنامهاي كه در آن چاپ شدهاند.
· تيترهاي خبري خواننده را از خلاصهي واقعيتهاي مهم يك مطلب، مطلع ميكند.
· تيترها با ايجاد جذابيت در روزنامه كمك ميكنند.
اندازهگيري تيتر
در اندازهگيري تيتر با توجه به اهميت مطالب خبري، بايد موارد زير را در نظر داشت:
· انتخاب پهناي تيتر (يك ستوني، دو ستوني و ...)
· تعيين تعداد سطرهاي تيتر و نگارش آن به صورتي كه در روزنامه چاپ خواهد شد (يك سطري، دو سطري يا سه سطري)
· شمارش تعداد حروف تيتر و محاسبه اندازه آنها در ستونها و سطرها.
· تغيير احتمالي متن تيتر در صورتي كه جمله نوشته شده با اندازه حروف انتخاب شده در جاي معين، تطبيق نكند.
· انتخاب قطعي تيتر.
ویژگی های تیتر:
تیتر هدایت کننده خواننده به خبر است و چون خوانندگان همواره با نگاهی کوتاه به مطالب رسانه موضوع مورد علاقه خود را بر میگزینند، تیترنویسی کار ظریفی به شمار میرود.
تیتر باید روشن بوده و ابهام نداشته باشد.
خواننده با خواندن تیتر بلافاصله متوجه خبر شود.
سوالی نباشد.
با فعل منفی پایان نگیرد.(به جای رییس جمهور به سفر نمیرود، می نویسیم سفر رییس جمهور لغو شد)
اگر تیتر منفی باشد ولی حاوی خبری باشد، آوردن آن اشکالی ندارد .
با حروف اضافه شروع نشود.(از، در، به، که و غیره) کلمه اول در تیتر برای جذب خواننده مهم است.
در انتها فعل داشته باشد.
از تکرار یا شکستن واژهها در تیتر باید اجتناب کرد.
هر چه تیتر کوتاهتر، بهتر. حداکثر 5 تا 7 کلمه
نقل قول غیر مستقیم در تیتر بهتر است.
در نگارش تیتر، نقطه تنها برای مخففها به کار میرود ولی از دیگر علایم به تناسب میتوان استفاده کرد.
اجزای تیتر:
روتیتر(KICKER): مقدمه یا موخره تیتر است، کوچکتر از تیتر اصلی است و در بالای آن با حروف کوچکتر ذکر میشود و با حذف آن نباید خللی به تیتر وارد شود.
روتیتر: در مرحله پنجم عملیات
آمریکا حملات روزانه را به افغانستان آغاز کرد: تیتر اصلی
تیتر اصلی (MAIN HEADLINE)که توضیح داده خواهد شد.
زیر تیتر(DECK):به موازات تیتر اصلی نوشته میشود، اهمیت آن در مرحله دوم میباشد.
روتیتر: به دلیل بروز فاجعه انسانی در افغانستان:
تیتر اصلی: خاتمی: عملیات را متوقف کنید
زیرتیتر: تلفات در افغانستان به1200 نفر رسید
خلاصه تیتر (سوتیتر) این قسمت با دو کاربرد زیبایی صفحه و دادن اطلاعات بیشتر به کار میرود و حتما باید علامتی چون ستاره یا کادر داشته باشد.
میان تیتر (SUBHEAD): تیتری است که مابین پاراگرافها قرار میگیرد، برای ایجاد تنوع و تفکیک اطلاعات در اخبار طولانی کاربرد دارد.
میانتیتر، جمله کوتاه متشکل از یک تا سه کلمه است که با خط درشتتر نوشته میشود.
میان تیتر در اخبار مجلس، سخنان پیش از دستور و به طور کلی اخبار بلند کاربرد دارد و در خبرهای کوتاه به هیچ وجه نیازی به آوردن میان تیتر نیست.
واژه و تیتر:
از آنجا که واژهها تیترها را میسازند، شناخت و اشراف خبرنگار به واژهها و معناها و بار عاطفی کلمات مهم است.
در تیتر واژههایی باید بکار برده شود که اثرات آنها بیش از کلمات دیگر باشد.
ایران: حمله به افغانستان محکوم است.
از صفات (بد و خوب) که نسبی هستند، نباید استفاده شود.
از نظرات به دلیل یکسان نبودن مطلقا نباید استفاده شود.
از قیود صفتساز میتوان در تیتر استفاده کرد.
تکرار بیش از اندازه از قیود صفتساز و صفات نسبی اثر آنها را کاهش میدهد.
پلنگ وحشی جان چوپان را گرفت.
پلنگ وحشی است و نیازی به آوردن صفت وحشی نمیباشد، تکرار این کلمه اثر واقعی را از بین برده و باید تلاش شود از کلماتی که بار عاطفیشان زیاد است، استفاده شود.
ضربآهنگ تیتر:
ضربآهنگ همیشه در تیتر وجود دارد.
بعضی از حروف خوش صوت میباشند. (ز - ژ - ش – گ)بعضی از حروف خوش صوت نبوده و خشن و سخت می باشند. ( س- ک - د- خ)
اگر حروف خوش صوت و خشن با هم ترکیب شوند، زیبایی گروه اول در گروه دومی انعکاس مییابد.
همچنین در تیتر باید از کلماتی استفاده شود که ضربآهنگ و معنا را تواما برساند، چرا که تیترهایی که ضربآهنگ داشته باشند، زیبا هستند.
انواع ضرب آهنگ:
-
ضربآهنگ یکنواخت: کنگره حافظ در شیراز گشایش یافت(ریتم آن کم است)
-
ضربآهنگ موجی: هفتهای در پیش است؛ سرد، بارانی، برفی
-
ضربآهنگ شکسته ( ضرب الاجل تمام شد. افزایش قیمت ممنوع )
انواع تیتر:
تیترهای استنباطی(INTUITIVE HEADS): برداشت صحیح از مجموعه یک خبر است که میتواند در قالب یک تیتر ظاهر شود.
سخنان رییس جمهور درباره آینده اقتصادی کشور
در تیتر استنباطی نمیخواهیم یک جمله یا یک کلمه را از داخل جدا کنیم، چرا که امکان دارد جمله مهمی نداشته باشیم یا به هر دلیلی نمیخواهیم جملهای را برجسته کنیم.
خبرنگار باید از خبر مورد نظر تشخیص دهد که تیتر استنباطی از چه چیزی برگرفته شود. (هشدار، تهدید یا اخطار)
تیترهای چکشی:
این نوع تیتر با هدف تهییج خواننده از دهه چهل وارد مطبوعات ایران شده است.
معمولا درشت نمایی یک کلمه جذب کننده به همراه یک جمله و یک عکس در این تیتر به کار میرود.
مانند: یخبندان
در فرانسه بیداد می کند
تيتر هاي استنباطي و تيترهاي اقناعي
همواره شكلهاي مختلفي از تيترهاي خبري مورد استفادة روزنامه قرارمي گيرد كه شكل و محتواي آن ها مورد توجه است. به اين گونه تيترها، تيترهاي استنباطي (Inferential Headline ) و تيترهاي اقناعي (Persuasive ) نام نهاده ايم.
تيترهاي استنباطي: تيترهاي استنباطي (برداشتي) در واقع استنباط صحيح تيترنويس از خبريا مجموعه اي از اخبار و گزارشهاي خبري تلفيقي است. در اين نوع تيترها، هدف نقل قول غير مستقيم، برداشت و مفهوم كلي از يك مصاحبه، سخنراني، نتيجة كلي و نهايي يا چكيده اي از مجموع اخبار يا گزارشهاي خبري است. موضوع مهم دراين نوع تيتر اين است كه بينش تيتر نويس، مشي روزنامه و تبحر در تيتر نويسي توأماً دخيلند. به ساده ترين نوع چنين تيترهايي توجه كنيد:
سخنان رييس جمهوري در مورد نقش و وظيفة زنان در جامعه
خواننده با مشاهدة چنين تيتري درمي يابد كه سخنان رييس جمهوري در مورد «زن» است. دراين شيوه، تيتر نويس يا مهمترين موضوع سخنراني را كه در مورد نقش و وظيفه زن بوده، در تيتر قرار داده يا منحصراً موضوع سخنراني در اين باره بوده است. چنين تيترهايي به كل ومجموعه اصلي سخنراني و يا مصاحبه مي پردازند. مثال:
سخنان وزير كشور دربارة برقراري امنيت در استانهاي جنوبي كشور
مصاحبة وزير خارجه درمورد نقش ايران در ثبات منطقه
تازه ترين گزارشها از درگيريهاي لبنان
بايد توجه داشت كه اين گونه تيترها همواره مي تواند با فعل نوشته شود، اما تيترهاي استنباطي از نظر شكل، بدون فعل زيبا تربه نظر مي رسد. اين يكي از مواردي است كه مي توان در تيترنويسي از فعل صرف نظر كرد. تيترهاي استنباطي هيچگاه به صورت نقل قول مستقيم از سخنرانيها و مصاحبه ها نوشته نمي شود. نكتة قابل توجه ديگر در نوشتن تيترهاي استنباطي، برداشت و استنباط تيتر نويس از مصاحبه وسخنراني است. يعني تيترنويس بايد توجه كند كه مثلاً در مصاحبه، مصاحبه شونده اخطار كرده يا هشدار داده است. همچنين سخنران موضوع يا مسأله اي را تحليل كرد ه يا درباره مسأله اي رهنمود داده است. از اين رو، واژه هاي«تأكيد»، «تحليل»، «رهنمود»، «اخطار»، «هشدار»، «تبيين» و «خطاب» بايد در جاي خود و در واقع با برداشت درست تيتر نويس مورد استفاده قرارگيرند. مثال:
تحليل گروباچف از روند «پروستريكا» در شوروي
هشدار رييس جمهوري به حاميان آمريكا در منطقه
اخطار شهرداري به اصناف در مورد تخلية زباله در معابر عمومي
رييس جمهوري حل مشكلات اقتصادي كشور را مورد تأكيد قرار داد
رييس جمهوري سياست پولي و مالي كشور را تشريح كرد
به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه در بسياري از موارد، تيتر نويس به خاطر حساسيت موضوع سخنراني يا مصاحبه و عدم تمايل به برجسته كردن مطالب، از اين نمونه تيترها استفاده مي كند. تيترهاي استنباطي را بايد از تيترهاي كلي و نامشخص كه معمولاً مبهم و بي محتواست، متمايز دانست.
تيترهاي اقناعي: چنين تيترهايي با هدفهاي مشخصي نوشته مي شود: هدايت يا تهييج افكار عمومي، تبليغ و برجسته سازي موضوعي در جامعه، زمينه سازي در پيرامون اجراي سياست، تحت تأثير قرار دادن گروه يا طبقاتي از جامعه و به طور كلي تبليغ غير مستقيم براي ترغيب، القا يا تبليغ يك پيام خبري. در اين گونه تيتر ها، واژه ها نقش حساس و اساسي مي يابند و بيش از هرزمان ديگر بايد نسبت به انتخاب آنها حساسيت نشان داده شود. از ويژگيهاي تيترهاي تبليغي وشناخت آنها، ميتوان از كار برد در اين نوع تيترها نام برد. اما بايد توجه داشت، كاربرد صفات به تنهايي، تيتر را تبليغي نمي كند، به عنوان مثال كار برد صفت « بزرگترين» در مورد احداث يك پل در كشور، جنبة تبليغي مورد نظر را تيتر نمي دهد. اگر بنويسيم: « بزرگترين پل بر روي كارون احداث شد» و نسبت به پلهاي قديم اين رودخانه چنين نيز باشد. اين تيتر را تبليغي نمي ناميم. در تيتر تبليغي به نوعي رگه هاي سياسي گنجانده مي شود وچنانكه بيان شد،هراندازه در مفهوم، موضوع را القا كند نه درشكل ظاهر، به هدف نزديكتر شده است. مثال:
عراق با پيشنهاد آمريكا براي مذاكره دربارة كويت موافقت كرد
موافقت عراق براي مذاكره با آمريكا اعلام شد
توافق عراق و آمريكا براي مذاكره در ژنو
اين سه تيتر، در ظاهر يك معنا و مفهوم را ميرساند، يعني با وجود تفاوت در شكل ظاهري، معناي واحدي را القا مي كنند، اما تاثير تيتر سوم به دليل استفاده از واژة «توافق» به طور غيرمستقيم برخواننده بيشتر است و القا كنندة همدلي و هماوايي عراقي و آمريكا است.
به طور كلي در تيترهاي اقناعي علاوه بر شكل ظاهري و مفهوم باطني، آنچه از تيتر مي تراود و تأثيرگذاري بيشتري دارد، مد نظر است. به همين دليل، دراين نوع تيترها از واژه هايي كه بار عاطفي بيشتري دارند بايد استفاده كرد و مهمتر آنكه واژه اول تيتر بايد ضربة نخست را براي جلب توجه خواننده فرود آورد.
به عنوان مثال بايد توجه داشت كه بين واژه هاي «واكنش» و «عكس العمل» كدام يك مي توانند در القاي مقصود، تيتر را ياري دهند. همچنين بايد توجه داشت كه در واژه هاي «فروپاشي» و «سقوط» وكلمه هاي «نظام»، «سيستم»، «رژيم» و واژه هاي «موافقت»، «توافق»، «سازش» و «مُرد»، «درگذشت»، «به لقاء الله پيوست» و نظايرآن، هريك بار عاطفي جداگانه اي وجود دارد.
رويدادهايي با دو تيتر
برخي از روزنامه ها براي آرايش صفحه اول روزنامه در مورد يك رويداد يا رويدادهايي كه با يكديگر مرتبط هستند، از دو تيتر زير هم استفاده مي كنند. روزنامه هاي آمريكايي ـ به ويژه روزنامة «نيويورك تايمز » (The New York times) ـ در برخي از موارد از اين شيوه بهره مي جويد. در اين نمونه صفحه آرايي، تيتر اصلي صفحة اول روزنامه معمولاً شامل تيتر اصلي سرتاسري (10 ستوني) است. و تيتر دومي از نظر اندازه حروف ستون برابر يا كوچكتر از اندازه تيتر اصلي است. كاربرد اين گونه تيترها در مواقع استثنايي و هنگام رويدادهايي است كه همزمان رخ مي دهند.
اين تيتر ها درعين حالي كه دو جمله مجزا از يكديگرند، به هم مربوط هستند. زيرا از مهمترين عناصر يك سلسله رويداد به هم پيوسته استخراج مي شوند. برخي معتقدند تيتر دو جمله اي بايد هنگامي مورد استفاده قرار گيرد كه ارتباط بين دو جمله برتمامي خوانندگان روشن باشد، در حالي كه بايد گفت هدف اين تيترها تحريك حس كنجكاوي خواننده براي يافتن ارتباط ميان دو جملة تيتر با يكديگر است. مثال:
درخواست جهاني براي كمك به مردم عراق
بغداد همچنان زيرآتش است
اين دو تيتر كه از بطن يك سلسله رويداد به هم پيوسته استخراج شده است، اين مفهوم را مي رساند كه مردم عراق زير بمبارانهاي هوايي نياز به كمك دارند. مثال ديگر:
پافشاري ايران براي تشكيل كنفرانس اسلامي
جبهه دوم عراق از تركيه گشوده شد
اين دو تيتر از مجموعه رويدادهاي منطقه نوشته شد، اما خوانندگان معمولي روزنامه با نگاه اول ممكن است ارتباط را كشف نكنند، ولي حس كنجكاوي براي يافتن ارتباط بين دو تيتر درآنان برانگيخته مي شود وبه خواندن ليد ومتن خبر تمايل پيدا مي كنند اين گونه تيترها هنوز در مطبوعات ما رايج نشده و خوانندگان با اين نوع تيتر كمتر آشنا هستند. اما اين دليل نمي شود كه روزنامه هاي ما، در مواقعي، با توجه به ظرافتي كه دراين گونه تيتر نويسي لازم است، به چنين روشي روي نياورند.
تيتر هاي غير متعارف خبري
تيترهاي غير متعارف به تيتر هايي گفته مي شود كه به طور استثنا در مورد برخي از اخبار و گزارشهاي خبري نوشته مي شود. استفاده از اين نوع تيترها براي همة خبرها ودر همة مواقع توصيه نمي شود. از اين تيتر ها مي توان براي خبرهاي هنري، فرهنگي، حوادث، مسائل اجتماعي، هواشناسي و نظاير آن بهره گرفت. مثال:
تهران ديشب در آب غوطه خورد
ديروز در تهران خاك باريد
بجران خليج فارس برسر دو راهي «جنگ و صلح»
تيتر يا «سرعنوان»
در تنظيم تيتر تلاش مي شود تا خبر به موجزترين شكل ممكن اعلام گردد. اما اصلاً قرار نيست كه بيان فشرده و موجز خبر، روشني و وضوح آن را از ميان ببرد. تيتر زدن از دشوارترين كارهاي روزنامه نگاري است و لذا تدوين تيترهاي صفحة اول روزنامه ها فقط بر عهدة چند تن از اعضاي تحريريه كه در پي سالها تجربه و دانش آموزي قدرت تيتر زدن را پيدا كرده اند، گذاشته مي شود.
براي تيتر به غير از بيان پيام خبر به شكلي كوتاه و موجز، نقشهاي ديگر نيز، كه در ادبيات روزنامه نگاري كم و بيش بر سرآنها توافق وجود دارد، قايل شده اند:
- ترغيب خوانندگان به خواندن خبر؛
- تعيين وزن و اهميت خبر با توجه به درشتي و ريزي قلم تيتر، و يا بالا و پايين قرار دادن آن در صفحه كه به تعيين اولويت خبرها كمك مي كند؛
- تفكيك مطالب از يكديگر؛
- كمك به زيبا شدن صفحات.
شايد بتوان اصلي ترين مشخصة يك تيتر خوب را ميزان هدايت خواننده به سوي خبر دانست. بنابراين كسي كه تيتر يك خبر را تدوين مي كند، مي تواند از فنون گوناگون در جهت جذاب سازي تيتر بهره گيرد و نگاه خواننده را چنان به آن گره بزند كه خواننده به محض ديدن تيتر بر جاي ميخكوب شود و خبر را دنبال كند. برا ي حركت در مسير رمزآلود تدوين تيتر، علايم و قواعدي وجود دارد كه سبب مي شوند تا عبور از اين مسير هر چه كم خطرتر انجام گيرد:
٭ تيتر هر اندازه كه كوتاهتر باشد، بهتر است؛
٭ تيتر بايد از واژه هاي رسا بهره مند باشد؛
٭ تيتر بايد روشن و دقيق باشد (نه در همة موارد)؛
٭ در تيتر نبايد از كلمات تكراري استفاده شود؛
٭ حتي المقدور و بايد از تيتر سؤالي و منفي پرهيز شود؛
٭تيتر اگر فعل داشته باشد،جاندارتر خواهد شد، بخصوص اگر فعل به طرزي مناسب به كار گرفته شود؛
٭ نبايد در تيتر، واژه ها شكسته شوند؛
٭ تيتر بايد حتي المقدور از ليد استخراج شود، مگر اينكه بخواهيم چندين مورد خبري را در تيتر به خواننده القا كنيم كه باز هم در اين صورت بايد سعي كنيم تا ليدي مناسب با تيتر تدوين كنيم.
به هر حال، روزنامه نگار مي تواند براي جذابيت بخشيدن به تيتر از کلية امكانات كمك بگيرد. دامنة هنر تيتر زدن هم «درونة» تيتر و هم «برونة» آن را در برمي گيرد. كسي كه تيتر مي زند مي تواند از فنوني همچون ضرب آهنگ (Alliteration) استفاده كند و اين همان پرداخت برونه تيتر است؛ و يا با چيدن ظريفانة صداها در كنار يكديگر به نوعي ديگر با استفاده از نظم برونه تيتر رنگي از جذابيت و چشم نوازي بدهد.
استفاده هنرمندانه از جوهرة شعري نيز مي تواند به درونه تيتر عمق و غنا بخشد و آن را به نوعي كلام مُخيل تبديل كند. حتي ابهام و ايهام تيتري نيز، به چالش خواننده براي دستيابي به معنا كمك مي كند و حتي مي توان گفت كه تيتر مي تواند مثل زبان شعر در پاره اي از مواقع از معنا مايه بگيرد. فرض كنيم كه خبر باران شديد ديشب تهران را داريم، تيتر آن چه مي تواند باشد:
-تهران سراسر ديشب زير باران بود (برونة عادي بدون بازي معنايي)؛
-تهران ديشب در چشمه زندگي آب تني كرد (بازي معنايي)؛
-بُغض آسمان بر سر تهران تركيد (بازي معنايي)؛
-نفس عميق تهران در پي باران شديد ديشب (بازي معنايي)؛
-باران بهاري تا بامداد بر تهران باريد (ضرب آهنگ با حرف «ب»)؛
تيتر نويس، صرف نظر از اين بازيهاي درونه اي و برونه اي، بايد دايرة واژگاني خود را نيز گسترش دهد، تا بتواند يك دگرگوني پيوسته از جنبة واژگاني در تيترهاي خود پديد آورد. و راستي را كه بيشترين رضامندي روزنامه نگاري، همة آن فرصتهايي هستند كه هر رويداد تازه در آن فرصتها، روزنامه نگار را به مبارزه و جدالي مي خواند كه زدن يك تيتر جاندار و ناب در آن از فرجام خوش درگيري خبر مي دهد.
اين رضامندي در پاره اي از مواقع، خود را در تيترهاي استنباطي (Inferential Headline) جلوه گر مي سازد. در تيترهاي استنباطي عصاره و جان خبر (Gist) به تيتر تبديل مي شود، عصاره اي كه تا حدي رايحة استنباط روزنامه نگار را نيز با خود دارد. روزنامه نگاري كه تيتر استنباطي مي زند، بايد مرزهاي منطقي استنباط را در نظر بگيرد تا تيتر او به جاي تيتر استنباطي به تيتر حكم كننده (Editorializing) يا تحكم آميز تبديل نشود.
تيترهاي مبتني بر نقل قول (Quotation) نيز مثل ليدهاي مبتني بر نقل قول، از تيتر هاي رايج به حساب مي آيند. در اين نوع تيترها منبع خبر هم آورده مي شود تا به تيتر سنديت بدهد. اين منبع مي تواند يا در آغاز نقل قول (يعني در ابتداي تيتر) و يا در بالاي تيتر تحت عنوان روتيتر جا بگيرد:
«لوموند: سياست فرانسه در الجزاير شكست خورد».
در اين تيتر همراه با نقل قول، منبع خبر كه روزنامة لوموند است، در ابتداي تيتر آمده است.
لوموند اعلام كرد:
سياست فرانسه در الجزاير شكست خورد
در مورد دوم منبع خبر به شكل روتيتر عرضه شده است.
تيترهاي «دو تيتري» هم از جمله تجربه هاي مربوط به تنظيم تيتر به حساب مي آيند. در اين گونه از تيترها، كه دو تيتر جداگانه- اما در پيوند با يكديگر- زده مي شود، دو يا چند موضوع به طور همزمان به اطلاع خواننده مي رسد:
الجزاير در آستانة جنگ داخلي
نظاميان قدرت را به دست گرفتند.
در دوتيتري ها عناصر تيتر از نقاط مختلف خبر گرفته مي شوند.
تيتر كور (Blind head) نيز از تيترها ي رايج است. در اين نوع تيتر، كه براي تحريك خواننده و ايجاد سؤال در ذهن او تدوين مي شود، به اصل خبر اشاره نمي شود:
راز قتل پشت فنجان قهوه بود
اين نوع تيترها براي خبرهاي حادثه اي مناسب هستند، همچون موارد زير:
اعتراف مرد هزار چهره در
پرواز لندن- پاريس
دريچة شعله ور، تنها روزنة
نجات بيست مرد
جيغ ممتد در طبقة پنجم
آسمانخراش شمارة 99
و بالاخره اينكه مي دانيم هر رويداد در يكي از سه ظرف زماني گذشته، حال وآينده رخ مي دهد اما ترجيح روزنامه نگاران در تيترها با توجه به ارزش خبري «تازگي» بر دو پاية حال و آينده استوار است.
روزنامه نگاران براي آنكه به سرعت ارتباط خواننده را با خبر برقرار كنند از تيترهاي معطوف به منطقة جغرافيايي هم بهره مي گيرند. تيترنويس ها سعي ميكنند بااعلام منطقة رويداددرتيتر،تكيلف خواننده رابه سرعت روشن نمايند.
افزون بر اين موارد روزنامه نگاران همچنين با كاربرد ماهرانة صفت در تيتر به طرزي نامحسوس خواننده را به مسير مورد نظر و دلخواه خود سوق مي دهند. مثال:
1- صدها تن از مردم آلمان شرقي وارد آلمان غربي شدند.
2- سُرخها واردآلمان غربي شدند.
دومين تيتر مضمون ويژه اي را به خواننده القا مي كند و در حالي كه تيتر اول موضع خاصي ندراد، تيتر دوم به نوعي القاگري پنهان مبادرت ورزيده است. با توجه به اين دو مثال مي توان گفت كه براي تيترزدن دو محور وجود دارد: افقي و عمودي.
از ديدگاه زبان شناسي، محور افقي همان محور هم نشيني است كه در آن واژه ها در كنار هم قرار مي گيرند و محور عمودي نيز حكم محور جانشيني را دارد.در دو تيتر فوق، محورهاي هم نشيني و جانشيني به شكل زيرمتجلي مي شوند:
و همانطور كه مي بينيد كلمه سرخها در محور جانشيني، جانشين عبارت "صدها تن از مردم آلمان شرقي" شده است. در مثالهاي زير مي بينيم كه چگونه هرجا به جايي در محورجانشيني مي تواند بار ويژه اي را از نظر معنايي القا كند. اين القائات در تيترها به شكلي صورت مي گيرند كه خواننده متوجه آنها نمي شود. در واقع خواننده اصلاً نمي داند كه روزنامه نگار چندين گزينة گوناگون براي محورجانشيني داشته وفقط يكي ازآنهاراعرضه كرده است:
در مورد تيتر حرفهاي گفتني بسيار وجود دارد همچون بحث زبان تهييج كننده (Emotive Language ). در اين نوع از تيترها، هدف روزنامه نگار پيش از آنكه انتقال و ارائه اطلاعات و خبر باشد، تلقين و القاء است. به ديگر زبان در "تيترهاي تهييج كننده"، پيش از آن كه “پيام” مطرح باشد، خود “ارتباط گر” مطرح است. اين تيترها هنگامي به كار گرفته مي شوند- به ويژه براي تيتر اول- كه روزنامه احساس مي كند آنچه را كه مايل به حفظ آن است، در معرض تهديد قرار گرفته است. اين تيترها، كه از جملة تيترهاي رايج در مطبوعات غرب هستند، براي منزوي كردن و دور راندن نگرشهاي مخالف كاربرد يافته اند. يكي از نمونه هاي تيترهاي تهييج كننده كه عملاً به فرهنگهاي پژوهش هاي ارتباطي راه يافته است، تا علاقه مندان به مباحث ارتباطات با نمونة آن آشنا شوند، تيتر معروف نشرية سان (SUN ) انگليس در زمان جنگ فالكلند (انگليس- آرژانتين ، 1982 ) است تيتر اين روزنامه كه براي تهييج مردم انگليس زده شد، فقط يك كلمه بود: «Gotcha" ». اين كلمه شكل محاوره اي اين عبارت است:
"We have got, What we wanted" يعني «به همه چيز دست يافتيم». يا «آنچه را كه مي خواستيم به دست آورديم».
يكي از ميثاقهاي ثابت در امر تدوين تيتر در روزنامه ها استفاده از فن شخصيت گرايي (Personalization ) است. روزنامه نگاران همانگونه كه به هنگام گزينش رويداد متوجه ارزش خبري شهرت هستند، در تيتر زدن نيز به شخصيتها توجه دارند، و اگر شخصيت، معروف باشد، به پاي ثابت تيترها تبديل مي شود. استفاده از فن بيان (Rhetoric ) نيز يكي از فنون تدوين تيتر است. اين شكل از كار كه در واقع استفاده از زبان براي اقناع ديگران است، چهرة عريان انگاره سازي (Image – making ) براي خواننده، به حساب مي آيد. بيان براي روزنامه نگاران حكم «آچار فرانسه» را براي كارهاي فني دارد. تيترهاي اول بسياري از مطبوعات جهان كه با استفاده از همين فن شكل مي گيرند، عملاً آميخته به نگاه حاكم بر روزنامه هستند. در اين شيوه، واقعيت (Actuality ) به بيان (Rhetoric ) تبديل مي شود. واژه هايي همچون ميانه رو، تندرو، نظم، آشوب، سياه و سفيد كه در واقع كليشه هاي تبديل مسائل پيچيده و به وجوه ساده اند، محصولات رسانه اي شدن رويداد ها (Mediation ) هستند كه نتيجه اي جز دست دوم شدن دانش و اطلاعات ما از جهان واقعي در جهان رسانه ها ندارد.
پرسش اين است كه آيا همة كساني كه از آنان با صفت مثلاً ميانه رو ياد مي شود، مثل هم هستند؟ همين سؤال در مورد سياهان، تندروها و ديگران مطرح است. در اين «دست دوم شدن دانش و اطلاعات ما از جهان واقعي» كه در جهان رسانه ها به وقع مي پيوندد، عواملي همچون دريافتها و برداشتهاي شخصي و رسانه اي، نحوة پردازش خبر، و تاكيدهايي كه بر روي عناصر مختلف خبر انجام مي گيرند و يا بي اهميت نشان دادن آن عناصر و همچنين ضرورتها و جبرهاي ناشي از تبديل شدن «رويداد» به «واژه» و «تصوير»،پيامهاي رقباوبالاخره محدوديتهاي زماني ومكاني نقش اساسي دارند.
پس به اين ترتيب، اگر چه ساخت دهي به رويدادها الزاماً و صرفاً در انحصار مطلق رسانه ها نيست، اما به هر حال تأثير اين ساخت دهي و ساخت پذيري در رويدادها، بر ذهن خواننده، امري مشهود و غير قابل انكار است. اين نوع ساده سازي و كليشه سازي در تيترها (ميانه روها، تند روها، تروريستها، آشوبگران و....) كه متأسفانه ضرورت كوتاه بودن تيترها هم آنها را تشديد مي كند، هم دامنة واژگاني تيترها را محدود مي سازد و هم امكان تغيير اين قلمروهاي كليشه اي معنايي را دشوار تر مي نمايد.
افزون بر اين، كليشه هاي تيتري يا تيترهاي كليشه اي به پيش داوريها هم دامن مي زنند و همانگونه كه گفته شد در عين حال اين كليشه سازيها، به دليل اين که رسانه ها درگير ضرورت شناساندن سريع و معرفي «سرنخ هاي اصلي خبرها هستند، گريز ناپذير به نظر مي رسند يعني عامل سرعت نيز در كليشه ساز ي نقش دارد.
افزون بر آنچه در مورد تيتر گفته شده سه وجه را كه به دليل جذب و ترغيب خواننده به خواندن خبر مؤثرند نبايد فراموش كرد. اين سه وجه كه هماره طالبان خاص خود را دارند و چندان در گرو تيترها نيستند. بلكه در حقيقت تيترها وابستة ارزشهاي خبري آنها مي شوند، عبارتند از:
1-خبرهاي غير منتظره (Spot news) (سيل، ترور، سقوط هواپيما، زمين لرزه، قتل و...)؛
2-خبرهاي جاري(Current news) (اعتصاب، جنگ، قحطي و..)؛
3- خبرهاي آينده (Future news) (انتخابات، سمينارها، ديدارهاي رسمي، کنفرانس ها و...).
تيترهاي صفحة اول روزنامه
تيترهايي كه در صفحة اول (Front Page ) روزنامه ها قرار مي گيرد، براساس معيارهاو ارزشهاي ويژه اي انتخاب مي شود. در تحريرية بسياري از روزنامه هاي بزرگ، شورايي مركب از دبيران بخشهاي مختلف تحريريه (دبير سرويسها) و سردبير، تيترهاي صفحة اول روزنامه را نتخاب مي كنند. در مرحلة اول، دبيران بخشها با توجه به اشرافي كه بر حوزه خبري (News Beat ) خود دارند، تيترهاي پيشنهادي را ارائه مي دهند كه معمولاً از يك يا دو تيتر تجاوز نمي كند. اين گفته به اين معنا نيست كه دبيران بخشها با وجود عدم تشخيص رويدادي مهم در حوزة خبري خود، مجبور باشند تيتري را به شورا ارائه دهند. در هر حال پس از ارائه تيترها، شورا براي انتخاب تيتر هاي صفحة اول تصميم گيري مي كند و از ميان دهها تيتر، تيترها ي مناسب را برمي گزيند.
انتخاب تيترها، پس از بررسي جوانب اخبار صورت مي گيرد و در واقع شورا، تيترها را با توجه به سياست خبري، خط مشي و جهت گيريهاي روزنامه گزينش مي كند.
در اين ميان، با در نظر گرفتن فرم و صفحه آرايي متداول روزنامه، «تيتر خبر اصلي صفحة اول» (anner HeadlineB) (در صفحه آرايي يك تيتري) و تيتر دوم صفحة اول (تيتر سرتاسري)، همواره از ديگر تيتراهاي اين صفحه بيشتر است، زيرا شورا با انتخاب تيتر اصلي صفحه اول مي گويد كه از مهمترين خبرهاي روزنامه چنين تيتري انتخاب شده: «خواننده! مهمترين خبر روزنامه اين خبر است». بديهي است هر خواننده، با توجه به مرتبط بودن يك رويدادخبري به كار وزندگيش، اهميت وارزش خبرراتعيين مي كند.
«برجسته سازي» يا «اولويت گذاري»(Agenda- Setting )
در اوايل دهة 1970 ديدگاهي كه با عنوان «برجسته سازي» يا «اولويت گذاري»(Agenda- Setting ) رسانه ها توسط «دونالد شا» و «ماكسول مك كومز» (onald ShawD/ Maxwell Mccombs ) مطرح شده، اشاره به اين نكته دارد كه رسانه هاي خبري با بزرگ و برجسته كردن رويدادهاي مختلف، كوشش در القاي ديدگاههاي خاص خود به مخاطبان دارند. از نظر اين پژوهشگران، بزرگ و برجسته كردن مطالب در رسانه هاي خبري باعث مي شود كه مخاطبان هم، هماند رسانه ها، آن مطالب رابرجسته و مهم بپندارند. آنها مي گويند، اگر رسانه هاي خبري (راديو، تلويزيون و روزنامه) با اين عمل نتوانند تغييرات رفتاري قابل قبولي در مخاطبان به وجود آورند، حداقل باعث تغييرات شناختي قابل ملاحظه اي در مخاطبان خواهند شد. 5همان طور كه بررسيهاي بعدي نشان مي دهد، اين نكته را بايد در نظر داشت كه خوانندة روزنامه اهميت و ارزش هر خبر را به توجه به مرتبط بودن آن رويداد به كار و زندگيش تعيين مي كند و آثار شناختي، انفعالي و رفتاري رسانه ها ـچه كوتاه مدت و چه بلند مدت ـ بستگي به اين موضوع دارد.(6)
بر گرفته از سایت فرهنگسرای رسانه . .بلاگ روزنامهنگاري و روابط عمومي